من ازهمان ابتدا یک نابغه ی با استعداد افریده نشده بودم .اولین باری که تصمیم گرفتم بنویسم.صفحات صبحگاهی راشروع کردم .این را ازپیج استادکلانتری یادگرفته بودم.
صبح زود که بیدارمی شدم .همان طور خواب الود یک قهوه برای خودم درست می کردم.دست وصورتم را می شستم.وشروع می کردم به نوشتن.
حتما سوالتان این است .که چه می نوشتم؟راستش رابگویم .چرت وپرت نمونه ی یکی ازچرت وپرت نوشتن های صبحگاهی ام را درمرحله دوم برایتان خواهم گذاشت.
اما درحرکت صدداستان ازشاهین کلانتری یادگرفتم.که هرچی دوست دارید .بنویسید.وتا می توانید کتاب بخوانید .این خواندن ونوشتن شما ذهن شما را قویی می کند.تخیلتان را تقویت می کند.وبعد ازصد وبیست روز نوشتن پی درپی صفحات صبحگاهی وداستان کوتاه شما حتما تبدیل به یک نویسنده شده اید.من همه ی این کارها را موبه مو انجام دادم .ودیدم واقعا اثرش شگفت انگیز هستش .من یک نویسنده شده ام.کلمات بیشتری یادگرفته ام .کتاب های بیشتری خوانده ام چیزهای بیشتری بلدم.وحرف های بهتری برای زدن دارم.درونم تخلیه شده بود.ذهنم منعطف شده بود.باهرموضوعی که استاد می گفت من پرواز می کردم.به جاهای دوردست.هرچه درخواب وبیداری وخیالات وتجربیات ویادگیری هایم داشتم را قاطی می کردم.ویک داستان ازان بیرون می کشیدم.هیچ وقت هم ازاین نترسید .که موضوع یا کلمه کم میداورید نه خیر….علاوه بران تازه می فهمید قدرت ذهنیتان چقدرقویی است.چقدرمی تواندحافظه تان قویترشود.تخیلتان قویتروذهنتان بازترشود.من داستان هایم را ازهمان یک روز می نوشتم.شاید باورنکنید اما من همه ی داستان های کوتاهم را درطی ده دقیقه می نوشتم.وچقدربرایم لذت بخش بود.این کاررا حتما امتحان کنید.بعدها می توانید بفهمید که بعدازان ده دقیقه نوشتن چقدرحس خوبی خواهید داشت .وچقدرذهن خلاق ومنعطفی خواهی داشت. می خواهم راستش را به شما بگویم.قرنطینه به من لطف بزرگی کرد.این مجبور بودن به زندانی شدن درخانه باعث شد من دراینستا گرام وپیج ها پرسه بزنم.وان مفید ترین را پیدا کنم.وحاضرم ان مفید ترین هایی که یادگرفته ام رابه طوررایگان دراختیارشما قراردهم.من برای شرکت درهمه دوره ها شهریه پرداخت کردم هرچند ناچیز بود.اما هرچه یادگرفته ام را به طوررایگان هرروز موبه مویاداشت می کنم .تا شما هم ازان استفاده کنید.
کلاس های رایگان اموزش نویسندگی مرضیه خوبیاری را می توانید درسایت ووبلاگ من دنبال کنید.